شبکه قالب ها در زبان فارسی
Persian FrameNet

واژه نامه (Glossary)

نشانه گذاری (annotation)=

نشانه گذاری نقش های معنایی به سازه های نحوی

پایگاه نشانه گذاری (Annotation database)=

بخشی از پایگاه داده شبکه قالب ها می باشد که دارای جملاتِ نشانه گذاری شده می باشد.

متمم (Complement)=

یک نقش دستوری است که برای سازه های مختلفی بکار می رود. مثلاً عبارت حرف اضافه ای در جمله زیر:

دزدها دستهایش را با یک طناب سیاه بستند..

جزءِ محذوفِ ساختاری (CNI)=

اگر یک جزءِ قالب بدلیل دستوری از جمله حذف شده باشد، این جزءِ محذوف را جزءِ محذوفِ ساختاری نامگذاری میکنیم.

اصلی (Core)=

اجزای قالبی که در معنای یک قالب جزءِ مولفه اصلیِ معنی محسوب می شود، جزءِ اصلی نامیده می شود.

جزءِ محذوفِ مفهومی (DNI)=

اگر یک جزءِ قالب از جمله حذف شود، اما هویتش در متن یافت شود، آن را جزءِ محذوفِ مفهومی می نامیم.

خارجی (ext)=

یک نقش دستوری است که برای فاعلِ افعالِ زماندار ، فاعل و یا مفعولِ برخی از  افعال بکار می رود.

دزدها دستهایش را با یک طناب سیاه بستند..

پیکره بندیِ اجزای قالب (FE configuration)=

مجموعه ای از اجزای قالبِ اصلی در یک جمله است.

قالب (frame)=

یک بازنمودِ طرح واره ای از یک موقعیت است که دارای مشارکین و نقش های گوناگونی است.

جزءِ قالب (Frame Element =FE)=

نقش معناییِ در یک قالب که واحدی پایه ای در یک قالب می باشد.

معنی شناسی قالبی (frame semantics)=

چارچوبی توصیفی برای مشخص کردنِ معانیِ واژگانی است که با قالب های معنایی توصیف می شوند.

توارث معنایی کامل (full inheritance)

تمامِ اجزای قالب در یک قالبِ والد (parent frame) مشابه اجزای قالب در قالب فرزند (child frame) می باشد. البته می تواند دو قالب از یک نام نباشند.

نقش دستوری (Grammatical Function = GF)=

روش هایی را که سازه های یک جمله، لازمه های انتزاعی دستوریِ یک واژه هدف را برآورده می کند.

جمله موردیِ داخلِ قالب (in-frame)=

یک جمله مثال است که معنای یک مفهومِ مورد نظر را نشان می دهد که در قالب مورد نظر وجود دارد.

جزءِ محذوفِ قابل شناسایی (INI)=

یک جزءِ قالب محذوف است که نمی توان به هویتش دست یافت. اما نوعش (type) معمولاً مشخص است.

توارث معنایی (inheritance)=

یک رابطه بینِ قالبی است که در آن قالب فرزند، قالبِ والد را مفصل تر توضیح می دهد. در اینجا قالبِ فرزند نوعی قالبِ والد محسوب می شود.

بن واژه  (lemma)=

یک واحد است که از یک یا چند واژه انتزاعی ساخته شده است و دارای یک و یا چند مفهوم در خود است. مثلاً قالب bring up در زبانِ انگلیسی از دو واژه انتزاعیِ bring   و up ساخته شده است.

مدخل واژگانی   (lexical entry)=

یک بازنمودِ نحوی از اجزای قالب و الگوهای ظرفیت فعلیِ یک واحدِ واژگانی می باشد.

واحد وژگانی (lexical unit = LU)=

ترکیبی از بن واژه و قالب است.

توصیفگر (modifier = mod)=

یک نقش دستوری است که برای توصیفِ هسته ها بکار می رود. مثلاً صفت ها و یا قید ها را می توان مثال زد.

توارث یکنواخت (monotonic inheritance)=

مجموعه ای از مشخصه های توارثی هستند که با هم همپوشانی ندارند.

اصطلاحاتِ چند واژه ای (MWE)=

یک واحد واژگانی میباشد که شاملِ بیش از یک تکواژ واژگانی است.

توارث چندگانه  (multiple inheritance)=

یک قالب فرزند می تواند در این حالت چند قالبِ والد داشته باشد.
اسم مرکب (noun compound)=

اگر اسمی از دو یا چند اسم تشکیل شده باشد، اسم مرکب نامیده می شود.

جزءِ قالبِ تهی  (null instantiation)=

یک جزءِ قالبِ محذوف می باشد.

مثال موردی خارج از قالب (out-of-frame)=

یک مثالِ موردی است که به قالبِ حاظر مرتبط نیست بلکه به قالبِ دیگری مرتبط می باشد.

فعلِ گروهی (phrasal verb)=

فعلی است که دارای بیش از یک تکواژ واژگانی است.

اشیاءِ صفحه (prop)=

هر ماهیتی غیر جاندار است که بخشی از توصیفِ یک صحنه ای است که در یک قالب وجود دارد.

نیز نگاه کنید به (see-also)=

یک رابطه میانِ قالبی است که به هر کدام از گروه های قالب ها به قالب های دیگری که تعریفشان شامل بحثی مفصل درباره تفاوت های میانِ هر کدام از قالب ها در گروه است، اشاره دارد.

نواهای معناییِ گفتار (semantic prosody)=

لحنِ عمومیِ معناییِ یک جمله واره است.

نوع معنایی (semantic type)=

مکانیسمی است که برای درک واقعیت های معنایی پیرامونِ هر کدام از قالب ها، اجزای قالب ها و واحدهای واژگانی ای که در سلسله مراتبِ گسترشِ  بکار میرود.

ظرفیت معنایی (semantic valence)=

قالبی که پشت هر واژه است، تعداد و انواع ماهیت هایی که در موقعیتی که در آن قالب است، شرکت دارند.

فرایند استخراج جملات (sub-corporation)=

فرایندهای خودکاری هستند که برای استخراج جملات موردی برای برچسب گذاری از یک پیکره بکار می رود.

پیکره فرعی (sub-corpus)=

یک پیکره ای از جملات که بطور خودکار تولید شده است و بر اساسِ مشخصه های نحوی از پیش تعیین شده می باشد.

قالب فرعی (sub-frame)=

یک رابطه میان قالبی می باشد که از طریق آن قالب های کوچکتر تشکیل دهنده بخش هایی از یک قالبِ پیچیده می باشند.

فعلِ پشتیبان (support verb)=

افعالی هستند که با آن واژه می آیند و با آن همراه می شوند مانند خوش بودن.

ظرفیت نحوی (syntactic valence)=

تعداد و نوعِ سازه های نحوی هستند.

هدف (target)=

بن واژه مورد نظر می باشد.

اسم شفاف (transparent noun)=

اسمی که در موقعیت اول در سازه زیر قرار دارد:

اسم + اسم

این اسم نشانگر نوع، میزان، دسته بندی و ... می باشد که در انتخاب یا باهم آیی در بافت  شفاف می باشد

کاربردها (uses)=

یک رابطه میان قالبی است که کمتر تبیین شده است.

ظرفیت (valence)=

گونه های خاص سازه ها است که بر اساسِ نقش های معنایی، نقش های دستوری و انواع گروه که با آن ها واژه در یک جمله دستوری قرار می گیرد.

گروه ظرفیت (valence group)=

یک جزءِ قالب همراه با بازنمودهای دستوری اش (نوع عبارت و نقشِ جمله واره) در جمله می باشد.

الگوی ظرفیت (valence pattern)=

مجموعه ای از گروه های ظرفیت هستند که در یک جمله وجود دارند.

صورتِ واژه (word form)=

یک صورتِ صرفی واژه می باشد. مانند رفتم رفتی رفت ...